@آهن@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آهن خط آهن خط آهن هوايى خط فرعى راه آهن خطوط راه آهن داراى ترکيبات آهن داراى مزه شبيه به آهن داغ آهن درخت آهن ... مسئول يک قسمت از راه آهن ذوب آهن در کوره رو ... رئيس محوطه بارانداز راه آهن راه آهن راه آهن چنگک دار مخصوص ... راه آهن برقى راه آهن زير زمينى راه آهن مرتفع و پيچ ... ... بر هم راه آهن و مانند آن رنگ خاکسترى و سياه آهن رنگ سياه آهن رنگدانه آبى رنگ آهن دار ريل خط آهن ريل راه آهن خيلى دور از هم سنگ چخماق داراى آهن کم سنگ آهن ... بوسله داغ آتش يا داغ آهن واژه هاى شامل آهن ـ (135) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}