@آهن@5

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آهن سوزن بان راه آهن سولفور آهن سولفيد آهن سياهى آهن سيليکات آبدار آهن و پتاسيم ... ... که در راه آهن به کار مى ... شن ويژه ريخته گرى آهن صفحات آهن ته کشتى ... که دو خط آهن يا دوتير را ... صندوق آهن مخصوص امانت ... عصر آهن فروشنده آهن آلات ... گلويى است قاب آهن محکمى قيچى آهن برى لخته آهن ماده رنگى آهن دار گويچه ... ماشين چکش کارى آهن گداخته محل اتصال دو خط آهن يا دوتير محل تقاطع دو خط راه آهن محل تلاقى دو خط راه آهن ميله آهنى گاو آهن نمک جوهر آهن نوعى سنگ آهن ... طرفش را روى آهن کلوچه پزى سرخ ... نيروى آهن ربايى زمين واژه هاى شامل آهن ـ (135) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}