@آهنى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آهنى پل داراى اسکلت آهنى پنجره آهنى چارچوب آهنى چوگان سر آهنى گاو آهنى که شيار هاى ... ... قالب هاى دو پارچه آهنى آهنى که کمتر از سه ... آهنى که به وسيله جريان ... اهرم آهنى بدون مواد آهنى بست آهنى بست آهنى و چرمى تراز فلزى يا آهنى تسمه ى آهنى داراى مواد آهنى دستکش آهنى سيخ آهنى يا چوب مخصوص کباب شبکه آهنى ... نرده و پنجره آهنى کردن ظروف آهنى ظروف آهنى لعاب دار آشپزخانه غير آهنى فلزات غير آهنى قفس آهنى ميله آهنى گاو آهن واژه هاى شامل آهنى ـ (27) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}