@آوردن@11

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آوردن صداى بوقلمون در آوردن صداى زير در آوردن ضربت وارد آوردن عمل آوردن غلط و اشتباه بخاطر آوردن غيرت کسى را به جوش آوردن فراهم آوردن فرضيه به وجود آوردن فشار آوردن فشار آوردن بر فشار وارد آوردن بر فيلسوفانه دليل آوردن قابل در آوردن از گرو قبلا به تصرف آوردن قبلا به شکل در آوردن قرائن و امارت را به دست آوردن ... سطح اوليه پايين آوردن ... کشيدن يا بالا آوردن آب به کار ... مانند آروغ بيرون آوردن ... شکل اتحاديه در آوردن مخفيانه تحقيقات به عمل آوردن مراسم نامزدى به عمل آوردن مراسمى را بجا آوردن مزاحمت فراهم آوردن مزه آوردن واژه هاى شامل آوردن ـ (288) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}