@آوردن@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آوردن امتحان مقدماتى به عمل آوردن امتياز آوردن امتياز تحصيلى آوردن اهانت وارد آوردن ايمان آوردن بچه آوردن بکف آوردن با حيله به دست آوردن با زرنگى به دست آوردن با عجز و لابه به دست آوردن ... فکرى چيزى به وجود آوردن بار آوردن بار آوردن بچه باز عمل آوردن بافتن و از کار در آوردن بالا آوردن بالا آوردن بازو تا بالاى شانه بالا بردن يا پايين آوردن باهنگ در آوردن ببندر آوردن بتصرف آوردن بجا آوردن بحالت انقباض دائم در آوردن بحباله نکاح در آوردن بخاطر آوردن واژه هاى شامل آوردن ـ (288) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}