@آوردن@8

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آوردن به هوش آوردن به هيجان آوردن به وجد آوردن به وجود آوردن ... جراحى زهدان را در آوردن ... تجزيه سلولى به عمل آوردن به ياد آوردن بهانه آوردن بهنگام در آوردن بهيجان آوردن بهيجان در آوردن بى مقدمه آوردن بى مقدمه فشار آوردن بيرون آوردن بيرون آوردن زهدان يارحم بيرون آوردن غده پروستات بيشتر دوام آوردن بيمه به دست آوردن تاب چيزى را آوردن تاب آوردن تحت کنترل حکومت در آوردن تحت انقياد در آوردن تحت قاعده در آوردن تحت قانون و قاعده در آوردن تحت نظم و ترتيب در آوردن واژه هاى شامل آوردن ـ (288) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}