@آوردن@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آوردن تحقيقات گياه شناسى به عمل آوردن تقليد در آوردن ثمر آوردن جامه از تن به در آوردن جامه از تن در آوردن جايزه آوردن سر جنايتکار جزو حوزه اى به حساب آوردن حرص و آز براى به دست آوردن مال خدو آوردن خسارت وارد آوردن خشکى آوردن خفت آوردن بر خون کسى را به جوش آوردن خيطى بالا آوردن در کليسا مراسم مذهبى بجا آوردن در آوردن در آوردن لوزتين به وسيله ... در زير غل و زنجير آوردن در زير يوغ آوردن در صف آوردن در ميان آوردن درزمره ادبيات باستانى در آوردن دل کسى را به دست آوردن دل به دست آوردن دليل آوردن واژه هاى شامل آوردن ـ (288) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12