@آورى@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آورى جمع آورى تمبر جمع آورى داده ها جمع آورى سرمايه خدو آورى دليل آورى دوباره جمع آورى کردن دوباره جمع آورى و متحد کردن زيان آورى ... يا پول جمع آورى شده از حضار ... ... بايد سرمايه جمع آورى شود ... طريقه خواب آورى مصنوعى عليق جمع آورى کردن عمل آورى غلغلک آورى غنچه آورى مجدد فاقد استعداد ساقه آورى فصل شکوفه آورى مثال آورى مجلس ياد آورى محل جمع آورى خرمن مرگ آورى ميوه آورى ميوه آورى بدون لقاح ميوه آورى را تسريع کردن نماد آورى واژه هاى شامل آورى ـ (60) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}