@آيد@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آيد ... شمالى به دست مى آيد ... به دست مى آيد نه در اثر ... ... نتيجه خرابى به دست آيد ... و طلا به دست مى آيد ... کامل و بالغ در مى آيد ... آخر فعل به دست مى آيد ... آزمايش به عمل مى آيد ... صورت علامت سوال مى آيد ... التيام زخم پديد مى آيد ... آمدن خونريزى پديد مى آيد ... عنصر يا ريشه به دست آيد ... زبان يک ملت پديد مى آيد ... چيز ديگرى به حرکت آيد ... مته کردن به دست مى آيد ... و به رنگ سفيد در آيد ... گمزادان به دست مى آيد ... نارس به کار طبخ مى آيد ... جو زمين پديد مى آيد ... باتلاقى به وجود مى آيد ... استخوان به دست مى آيد ... جنسى به وجود مى آيد ... سگ خشمگين بر مى آيد ... روحانى شخص در مى آيد ... کارى فوق به دست آيد ... چسبنده به وجود مى آيد واژه هاى شامل آيد ـ (36) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}