@ابر@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ابر پوشيده از ابر ... و برتر و ابر و مافوق و ... ابر پايگى ابر پايه ابر گسترده و نزديک بزمين ابر کهکشان ابر کوچک ابر انسان فوق بشرى ابر بارانى ابر بازار ابر جسمى ابر حمام ابر خود ابر دار کردن ابر سنج ابر شاهراه ابر صاعقه دار ابر طوفانى کومولوس يا ... ابر قدرت ابر لاستيکى ابر لايه ابر متراکم و روى هم انباشته ابر مرد ابر نيرو ابر هدايت واژه هاى شامل ابر ـ (43) : 1 , 2