@ابر@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ابر ابرى يا مانند ابر کردن ارتفاع سنج ابر ... آن تشکيل ابر و بارندگى ... با ابر پوشاندن بدون ابر به شکل ابر به طور بى ابر يا روشن بى ابر تکه ابر توده ابر و مه حرکت سريع ابر در زير ابر پوشاندن ... قبيل گردباد و ابر و غيره دو ابر زير ابر پنهان کردن سايه افکندن ابر و ابر ... و يکنواخت از ابر طره اى واژه هاى شامل ابر ـ (43) : 1 , 2