@ابرى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ابرى گل ابرى ابرى کردن ابرى بودن ابرى شدن ابرى يا تيره شدن ابرى يا مانند ابر کردن توده ابرى که حاشيه اش ... حالت ابرى رنگ ابرى کردن رنگ ابرى زدن ... و اگر ابرى باشد نشانه ... هواى گرفته و ابرى