@ابريشم@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ابريشم پارچه ابريشم طبيعى يا مصنوعى پارچه ابريشم مصنوعى لباس زنانه ... پشم و ابريشم لباسى زنانه پرورش کرم ابريشم پرورش دهنده کرم ابريشم پيله کرم ابريشم کرک يا ابريشم کرم ابريشم کرم ابريشم شرقى کرم ابريشم ناجور آزمايش استحکام تار ابريشم ابريشم پوش ابريشم پيچى ابريشم باقى ابريشم تابيده ابريشم خام ابريشم خامه ابريشم مصنوعى ابريشم مصنوعى تابيده ابريشم نتابيده ابريشم نما ابريشم نما کردن ابريشم نيم تاب استحکام سنج تار ابريشم ... درخت پنبه يا درخت ابريشم واژه هاى شامل ابريشم ـ (39) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}