@ابريشم@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ابريشم تصوير يا نوشته روى ابريشم داراى کرک و ابريشم هاى راست درخت گل ابريشم درخت گل ابريشم گرمسيرى ... آميزى پشم و ابريشم و چرم بکا ... ... ليف هاى کتان و ابريشم شبيه ابريشم خام نخ ابريشم نخ ابريشم مخصوص طراحى نخاله ابريشم نقاشى روى ابريشم نوعى کرم ابريشم نوعى ابريشم خام وابسته به پرورش کرم ابريشم واژه هاى شامل ابريشم ـ (39) : 1 , 2