@ابريشمى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ابريشمى پارچه ابريشمى پارچه ابريشمى گل برجسته پارچه ابريشمى کراواتى پارچه ابريشمى خشن چينى پارچه ابريشمى خيلى محکم و کلفت پارچه ابريشمى سبک و حرير ... پارچه تورى ابريشمى نازک پارچه تورى ابريشمى نازک مخصوص ... پارچه زربفت ابريشمى سنگين پارچه نرم و لطيف ابريشمى پارچه نرم و مواج ابريشمى کلاه ابريشمى کلاه بلند ابريشمى مخصوص مواقع ... ابريشمى يا کاپوت الياف ابريشمى درخت پنبه ... تور ظريف ابريشمى و آهاردار ... جوراب ابريشمى حمايل ابريشمى و امثال آن صوف ابريشمى قيطان ابريشمى لباس ابريشمى مخمل نخى يا ابريشمى نوار ابريشمى سياه نوعى پارچه پشمى و ابريشمى نوعى پارچه ابريشمى واژه هاى شامل ابريشمى ـ (30) : 1 , 2