@ابزار@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ابزار ابزار پولادين ابزار ماشينى ابزار نگهدار اتومبيل اتاق ابزار انبار ابزار به صورت ابزار درآوردن جعبه ابزار داراى ابزار کردن لوازم و ابزار کار مجددا با ابزار تجهيز کردن وسايل و ابزار حلقه دار