@اتاق@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه اتاق کف اتاق کوپه يا اتاق داخل ترن ... آجر چوبى کف اتاق اتاق پذيرايى اتاق چاى اتاق گاز اتاق کار اتاق کارگران قطار اتاق کتابت اتاق کرايه اى اتاق کشتى اتاق کشيک اتاق کفش کن اتاق کليسا اتاق کوچک اتاق کوچک زير شيروانى اتاق کوچک مخصوص زن اتاق کوچک ناهار خورى اتاق کوچک نزديک آشپزخانه ... اتاق آتشخانه کشتى اتاق آسانسور اتاق آفتاب رو اتاق ابزار اتاق ارزان قيمت اتاق استراحت واژه هاى شامل اتاق ـ (104) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5