@اتاق@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه اتاق اتاق افسران اتاق امانت گذارى بار ... اتاق انتظار اتاق انتظار يا خلوتگاه بازيگران اتاق بازى بچه اتاق بزرگ اتاق بيمار اتاق ترن داراى خوابگاه اتاق تفتيش اثاث و بار مسافرين اتاق جراحى اتاق خلاء اتاق خلوت اتاق خواب اتاق خواب سربازان اتاق دادگاه اتاق درس اتاق دروازه بان اتاق دعا اتاق ديده بانى کشتى اتاق راه آهن اتاق رخت کن اتاق روى عرشه کشتى اتاق زندانبان اتاق زير زمينى اتاق زير شيروانى واژه هاى شامل اتاق ـ (104) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}