@اتاق@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه اتاق اتاق ساز و رقص اتاق شرط بندى مسابقه اسب دوانى اتاق عروسک بچه اتاق عقبى اتاق عمومى بيماران بسترى اتاق غلط گيرى نمونه ... اتاق ماشين اتاق ماشين چاپ اتاق مجلل هتل اتاق مخصوص بيليارد انگليسى اتاق مخصوص دود دادن ... اتاق مريضخانه که در ... اتاق مطالعه اتاق منگنه زنى اتاق موزه اتاق ميانى خانه هاى روم قديم اتاق ناهار خورى اتاق نزديک سقف اتاق نشيمن اتاق نقاشى اتاق ويژه آرايش اتاق ويژه تخت خواب دارو مجلل اتاق ويژه سيگار کشيدن اتاق يا زندان بالاى دروازه اتاق يا سلول راهبان ... واژه هاى شامل اتاق ـ (104) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5