@الياف@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه الياف پس مانده الياف کتان يا شاهدانه کاغذ الياف درشت از هم جدا کردن الياف الياف پشم که به هم ... الياف گياه الياف کتان الياف کنف که براى ... الياف کوتاه پنبه که ... الياف ابريشمى درخت پنبه ... الياف رافيا الياف سخت و زبر الياف قيراندود کنف مخصوص ... الياف محکم و زرد رنگ گياه صباره الياف نخل پياساوا الياف يا پارچه پولى استر به صورت الياف در آوردن از تشکيل الياف داراى الياف يا بلورها ... دسته کوچکى از الياف پشمى دسته يا مجموعه کوچک الياف ساخته شده از الياف باريک شيشه مذاب الياف مانند ... ساخته شده از الياف نرم و سفيد ... فساد الياف ماشين الياف باز کن پشم واژه هاى شامل الياف ـ (28) : 1 , 2