@الکل@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه الکل چيز لاک و الکل زده آبجو پست و کم الکل آبجو کم الکل آبجو کم الکل روسى اعتياد به نوشيدن الکل الکل چوب الکل اتيل دار الکل اتيليک الکل اشباع شده مايع و معطر الکل تصفيه نشده الکل خالص الکل دار الکل سفيد الکل سنج الکل متانول الکل متيليک الکل معمولى به صورت الکل چوب در آوردن به صورت الکل درآوردن تاثير الکل در مزاج تحت تاثير الکل درآوردن ترکيبى مرکب از الکل و استون ... اسيد استيک و الکل و آب خشک داراى مقدار خيلى کمى الکل داراى الکل واژه هاى شامل الکل ـ (38) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}