@الکل@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه الکل شراب سفيد پر الکل و تلخ لاک الکل لاک الکل زدن به لاک مخصوص لاک و الکل لاک و الکل لاک و الکل زدن ... که از تقطير الکل و جوهر گوگرد ... محلول معطر آب آمونياک و الکل مربوط به شراب يا الکل مشتق از الکل مشروب قوى و پر الکل معتاد بنوشيدن الکل مقياس خلوص الکل واژه هاى شامل الکل ـ (38) : 1 , 2