@امانت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه امانت اتاق امانت گذارى بار ... امانت پستى امانت گذار امانت گذاردن امانت گيرى امانت دادگاه امانت دار امانت دارى امانت دهنده به امانت گرفتن جاى امانت مردگانى که ... خيانت در امانت شرکت امين يا امانت دار ... آهن مخصوص امانت اشياء گرانبها عدم امانت فاقد امانت محل امانت گذارى استخوان مرده مقام امانت