@امتياز@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه امتياز آخرين امتياز براى بردن مسابقه امتياز گرفتن امتياز آوردن امتياز انحصارى امتياز انحصارى گرفتن امتياز بازى امتياز به طرف ضعيف در بازى امتياز تحصيلى آوردن امتياز دادن امتياز دار امتياز دهنده امتياز مخصوص امتياز مخصوصى اعطا کردن امتياز نامه امتياز يا نشان شايستگى ... امتياز ياحق انحصارى به کسى دادن با امتياز با امتياز زياد به وسيله حق امتياز محفوظ مانده بى امتياز تشريفات امتياز ويژه دادن امتياز داراى امتياز يا حق ويژه داراى حق امتياز دست عالى و پر امتياز واژه هاى شامل امتياز ـ (27) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}