@امتياز@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه امتياز آخرين امتياز براى بردن مسابقه امتياز گرفتن امتياز آوردن امتياز انحصارى امتياز انحصارى گرفتن امتياز بازى امتياز به طرف ضعيف در بازى امتياز تحصيلى آوردن امتياز دادن امتياز دار امتياز دهنده امتياز مخصوص امتياز مخصوصى اعطا کردن امتياز نامه امتياز يا نشان شايستگى ... امتياز ياحق انحصارى به کسى دادن با امتياز با امتياز زياد به وسيله حق امتياز محفوظ مانده بى امتياز تشريفات امتياز ويژه دادن امتياز داراى امتياز يا حق ويژه داراى حق امتياز دست عالى و پر امتياز واژه هاى شامل امتياز ـ (27) : 1 , 2