@امثال@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه امثال پساب آشپزخانه و امثال آن پند و امثال بعبارت درآوردن چکش و امثال آن ... سرما خوردگى و امثال آن چراغ کوچک اجاق گاز و امثال آن کارکنان هواپيما و امثال آن ... قاب چوبى و امثال آن به کار ... ... دود دادن ماهى و امثال آن ... افنجار نارنجک و امثال آن امثال آن امثال و حکم ... پيازيا جوانه زنى و امثال آن برآمدگى پايه ستون و امثال آن بريدگى آجر و امثال آن براى جلوگيرى ... تور ماهى گيرى و امثال آن توقفگاه نظاميان و امثال آن تيردگل کشتى و امثال آن ... زبانه لبه تخته و امثال آن جوجه ماکيان و امثال آن ... و مشت زنى و امثال آن حمايل ابريشمى و امثال آن خرده شيشه و امثال آن دل و روده و جگر و امثال آن ... ميوه و گوشت و امثال آن روپوش کتانى پزشکان و امثال آن واژه هاى شامل امثال ـ (48) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}