@امواج@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه امواج ... يا فرستنده امواج در جهت ... امواج پر فرکانس امواج الکترو مغناطيسى راديو امواج راديو و تلويزيون امواج راديويى براى هدايت ... امواج راديويى داراى تناوب اندک جبهه امواج راديويى جعبه تبديل امواج صوتى به صدا ... شش برابر امواج صوتى در ... ... اثر حرکت امواج بالا و ... ... دريايى به وسيله امواج صوتى دستگاه ثبت امواج الکتريکى مغز ... دستخوش امواج دسته امواج راديو روى امواج بالا و پايين رفتن ... بر روى امواج سريع السير سرگردان بر روى امواج دريا ... وضع هوا و امواج را به کشتى ... ... نوسانات امواج الکتريکى ... ... دستگاه ثبت امواج مغز ثبت ... واحد اندازه گيرى طول امواج
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}