@اموال@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه اموال افزايش ب هاى اموال اموال شخصى اموال شخصى زن اموال ضبط شده اموال مثلى اموال مشترک زن و شوهر اموال همگانى توقيف اموال حکم توقيف اموال مديون تا ... ... توقيف و ضبط اموال ياغيان و متمردين حکم ضبط اموال بيگانگان ... استفاده از اموال کشور بيطرف دفاع از خود يا اموال خود روى هم ريختن اموال سرقت اموال پر قيمت ضبط اموال فهرست اموال ... استفاده از اموال خصوصى جهت ... متعلقات و اموال وابسته به اموال حقوقى که ...