@امور@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه امور ... براى انجام امور انتفاعى امور چاپخانه امور انجام شده امور خيريه امور سياسى امور عام المنفعه امور مربوط بناحيه يابخش کليسايى اولياء امور بجث در امور اخلاقى ... که به امور قضايى رسيدگى ... بى قيد در امور جنسى بيقيدى در امور اخلاقى و جنسى توجه به عالم بالا و امور عاليه ... به کليسا براى امور خيريه سياست ترويج امور خيريه و ... ... مداخله دولت در امور اقتصادى ... دولت در امور اقتصادى و ... شخص طرفدار امور جديد و ... صندوق اعانه براى امور خيريه عاقل در امور مادى ... حمل و نقل و امور بندرگاه متصدى امور خانوادگى ... شخصى در برابر امور کلى نودار جريان امور صنعتى و پيچيده وابسته به امور ادارى
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}