@امکان@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه امکان از روى امکان امکان پذير امکان پذيرى امکان تامل امکان داشتن امکان سنجى امکان نا پذير امکان ناپذيرى امکان نزديکى به طور امکان پذير عدم امکان ... اقرار عدم امکان انکار پس ... مطالعه ى امکان مسافرت بکرات ...