@انباره@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه انباره گنجايش انباره آرايه انباره انباره پاک شدنى انباره پاک نشدنى انباره پايين فشردنى انباره پر گنجايش انباره پشته اى انباره پشتيبان انباره پويا انباره چنبره اى انباره گردشى انباره گرده اى انباره گزينه اى انباره کار انباره کنترل انباره اصلى انباره انجمنى انباره اوليه انباره ايستا انباره باززا انباره بالا فشردنى انباره برون خطى انباره تودرتو انباره ثانويه انباره خارجى واژه هاى شامل انباره ـ (50) : 1 , 2