@انباره@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه انباره انباره خازنى انباره دائمى انباره داخلى انباره درون خطى انباره دو سطحى انباره فرار انباره فقط خواندنى انباره ماتريسى انباره مغناطيسى انباره موازى انباره موقت انباره ميانگير انباره نوار مغناطيسى انباره نوارى انباره نوبتى تکه تکه شدن انباره تخصيص انباره تل انباره ثبات انباره حفاظت انباره فشردگى انباره مکان انباره ميانگير انباره ناحيه اشتراکى انباره ياخته انباره واژه هاى شامل انباره ـ (50) : 1 , 2