@انتشار@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه انتشار چاپ کننده و يا انتشار دهنده انتشار بخارج انتشار دادن انتشار دادنى انتشار دهنده انتشار سهام دولتى و ... انتشار مجدد انتشار مرتب شايعات عليه ... انتشار نور منتشر کردن با صداى بلند انتشار دادن ... باره طرز انتشار و پخش ... سهام انتشار نيافته شرکت تضامنى ضريب هدايت يا انتشار ... پخش و انتشار موجودات در ... عامل انتشار عقايد قابل انتشار ... ظهور و انتشار زمين لرزه ... نمايش طرز انتشار و فواصل ...