@انتقال@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه انتقال ... چرخ ديگرى انتقال مى دهد چيزى را نقل و انتقال دادن گيرنده مال مورد انتقال انتقال پذير انتقال پذيرى انتقال گرما انتقال گيرنده انتقال کنده اى انتقال اعداد معلوم بيکسو ... انتقال برق انتقال به کشتى يا ... انتقال به صفحه بعد دادن انتقال به وسيله باد و باران انتقال تدريجى انتقال دادن انتقال داده ها انتقال دهنده انتقال شرطى انتقال عکس به وسيله راديو انتقال غير شرطى انتقال فکر انتقال فرضى صفات و ... انتقال قانونى انتقال قرض يا دين انتقال مالکيت واژه هاى شامل انتقال ـ (67) : 1 , 2 , 3