@انتقال@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه انتقال قابليت انتقال قابليت نقل و انتقال قابليت نقل و انتقال مالکيت مبنى بر درک يا انتقال مستقيم مدت انتقال مفسر انتقال نقل و انتقال نقل و انتقال بانکى نقل و انتقال جانور يا ... نقل و انتقال دادن نقل و انتقال دادن فرهنگ ... نقل و انتقال دهنده نيروى انتقال دهنده ... گونه نقل و انتقال چيز يا انديشه ... وابسته به انتقال فکر وابسته به توارد يا انتقال فکر وابسته به مرحله تغيير يا انتقال واژه هاى شامل انتقال ـ (67) : 1 , 2 , 3