@انجام@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه انجام ... که از انجام عملى ممنوع ... دوباره انجام دادن سند معلق به انجام شرطى ... پس از انجام شرطى قابل ... طرق و وسايل انجام چيزى ... کارمند آماده براى انجام امرى عمداً انجام دادن عمل انجام شده عمل موهن انجام دادن ... که براى انجام خدمتى آماده ... ... جنگى مخصوص انجام تشريفات نظامى ... قصور در انجام امرى متعهد به انجام امرى نمودن ... را جهت انجام مراسم تدفين ... معامله قاچاقى انجام دادن ... زمان معين انجام مى دهد موکول به انجام شرطى ناصحيح انجام دادن ناقص انجام دادن نامزد انجام امرى ... آن کار خاصى انجام مى شود نقش خود را به خوبى انجام ندادن ... رنگ آميزى انجام مى شود نيک انجام ... کار هميشگى انجام مى شود واژه هاى شامل انجام ـ (100) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}