@انجمن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه انجمن ... کنندگان يا روساى انجمن ها ... که وارد انجمن يا دانشکده ... انجمن کاتوزيان انجمن کردن انجمن اخوت انجمن ادبى انجمن اديبان و عالمان انجمن برادرى و اخوت انجمن بلدى انجمن تامانى نيويورک انجمن تعاونى که اعضاى ... انجمن حزبى انجمن خيريه مذهبى نسوان انجمن دانش انجمن ساز و آواز انجمن سرى انجمن شهر انجمن شهرى انجمن شيک پوشان انجمن علمى انجمن محرمانه انجمن مخفى و غير قانونى انجمن مذهبى انجمن هاى خيريه يا کلوب نسوان تشکيل باشگاه يا انجمن دادن واژه هاى شامل انجمن ـ (41) : 1 , 2