@انحراف@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه انحراف انحراف کشتى از مسير خود انحراف اتفاقى انحراف اخلاقى انحراف از جهتى انحراف از سطح تراز انحراف جنسى انحراف جنسى يا اخلاقى انحراف حاصل کردن انحراف درد انحراف سنج باصره انحراف متوسط انحراف مسير انحراف معيار انحراف موقت انحراف نا پذير انحراف ورزيدن بدون انحراف بى انحراف دستگاه انحراف سنج زاويه غير قابل انحراف غير قابل تغيير و انحراف ميزان انحراف متداول نقطه انحراف نوعى انحراف جنسى که شخص ... ... اساس حداقل انحراف از ميزان ...