@انداختن@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه انداختن به تور انداختن به جريان انداختن به جريان عادى انداختن به حرکت انداختن به خطر انداختن به دام انداختن به دام عشق انداختن به دور انداختن به دوران انداختن به راه انداختن به زحمت انداختن به سياه چال انداختن به طرف بالا انداختن به طمع انداختن به فکر انداختن به مخاطره انداختن به نزاع انداختن به هم انداختن به وسيله تطميع به دام انداختن بهراس انداختن بوحشت انداختن بيرون انداختن ترشى انداختن ترقى و پيشرفت را عقب انداختن ترن را بخط ديگرى انداختن واژه هاى شامل انداختن ـ (148) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}