@انداز@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه انداز حساب پس انداز خاک انداز خمپاره انداز خود را جلو انداز خود راه انداز دکمه انداز داراى چشم انداز وسيع دست انداز دست انداز جاده دست انداز داشتن دست انداز يا جاى چرخ درجاده دفترچه حساب پس انداز روال خود راه انداز سنگ انداز سوخت انداز شرراه انداز صاعقه انداز صندوق پس انداز صندوق پس انداز تعاونى و رهنى طاس انداز طنين انداز طنين انداز شدن عقب انداز ... سريع السير اژدر انداز قلاب انداز واژه هاى شامل انداز ـ (55) : 1 , 2 , 3