@اندازه@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه اندازه به اندازه اى که به اندازه سر سنجاق به اندازه شخص زنده به اندازه طبيعى به اندازه ى کافى به اندازه يک پيپ پر به اندازه يک انگشت به اندازه يک انگشتانه به اندازه يک خيک پر به اندازه يک قاشق به هر اندازه به همان اندازه به يک اندازه بهر اندازه که بى اندازه بى اندازه تشيفاتى و رسمى بى اندازه خرد بى اندازه سرد کردن بيش از اندازه بيش از اندازه عادى بيش از اندازه لازم در ... بيش از اندازه محتاط بيش از اندازه واقعى برآورد کردن تا اندازه اى تا اندازه اى تهوع آور واژه هاى شامل اندازه ـ (128) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}