@اندازه@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه اندازه تا اندازه اى سفيد تا يک اندازه تعيين اندازه داراى اندازه متوسط داراى اندازه هاى مختلف داراى فعاليت بيش از اندازه در خور اندازه گيرى يا پيمايش دستگاه اندازه گيرى چگالى ... دستگاه اندازه گيرى فشار و کشش دستگاه اندازه گيرى قدرت تخمير دستگاه اندازه گيرى و ... ... کارى براى اندازه گيرى رطوبت ... دستگاه مخصوص اندازه گيرى جريان ... رشد بيش از اندازه ى سر و ... زن يا لباس کوچک اندازه ... که داراى اندازه ى متوسط ... ... بندى کردن برحسب اندازه علاقمندى وافر و بيش از اندازه غير قابل اندازه گيرى قابل پيمايش و اندازه گيرى قابل اندازه گيرى قابليت اندازه گيرى قطر داخلى چيزى را اندازه گرفتن قولاج اندازه گرفتن مبحث اندازه گيرى و مساحى ... واژه هاى شامل اندازه ـ (128) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6