@اندام@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه اندام شبيه آدم لاغر اندام عضو يا اندام قيفى شکل قطع اندام کردن لاغر اندام لاغر اندام شدن ماهى باريک اندام و دراز ... ... درست کردن اندام هاى ناقص مربوط به اندام هاى تناسلى ... ساحلى درشت اندام شبيه لک ... موثر در ساختمان اندام ناقص اندام بريده واژه هاى شامل اندام ـ (36) : 1 , 2