@اندود@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه اندود پارچه موم اندود پوشش يا اندود داخلى سقف پيه اندود ... با گل اندود همانند بخور ... کاغذ قير اندود کاه اندود کردن ... پيزر مخصوص اندود و پوشش ... اندود گچ و سيمان اندود بار اول اندود زرد اندود سازى اندود شن و آهک خمير مخصوص اندود ديوار و سقف ... گچ و ساروج اندود کردن زر اندود کردن زفت اندود سيم اندود قير اندود سازى نقره اندود