@اندک@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه اندک چيز اندک چيز جزيى و اندک امواج راديويى داراى تناوب اندک اندک اندک خوردن اندک بينى اندک قليل تماس اندک داراى حساسيت اندک نسبت به ... درک اندک شخص اندک بين قوز يا خميدگى اندک