@انرژى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه انرژى ... ذره حامل انرژى در نور ... اشعه گاما که انرژى زياد و طول ... انرژى پتانسيل انرژى جنبشى انرژى دادن انرژى روانى انرژى سينتيک انرژى نهانى انرژى و زنده دلى انرژى يافته با انرژى با سرعت و انرژى حرکت کردن بى انرژى بى انرژى شده داراى انرژى قطع انرژى