@انسان@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه انسان پرورش نژاد انسان يا حيوان ... پستانداران معدوم انسان نماى اوليه پوست انسان پيدا شده در نفس انسان پيدايش انسان از نژادها ... پيشوند به معانى انسان و جنس انسان ... ممنوع بودن انسان آرزوى آن ... ... به جاى اسب انسان آن را مى ... ... انگل روده انسان از دسته ... ... است که انسان مى تواند ... کف دست انسان کفل انسان ابر انسان فوق بشرى اسکلت انسان ... اين که انسان جانورى بيش ... اعضاى داخلى حيوان يا انسان انسان پرورى انسان گرايى انسان گريز انسان اوليه انسان اوليه ميمون نماى ... انسان زنده شد انسان سرگرد و پا کوتاه انسان شدن انسان شناس واژه هاى شامل انسان ـ (113) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}