@انسان@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه انسان انسان هاى غارنشين انسان يا حيوان تنبل و کندرو انسان يا حيوان رشد نکرده و ضعيف انسان يا حيوان مزاحم انسان يا حيوانى که ... ... قلاب دار روده ى انسان برآمدگى روى پوست انسان يا گياه برتر از انسان بزرگترين ميمون شبيه انسان بقاياى جسد انسان پس از مرگ به طرف انسان بوزينه دم کوتاه شبيه انسان ... بشريا جامعه تنفر از انسان بيمارى مسرى اسب و انسان تجلى خدا به انسان تشريح حرکات بدنى انسان تغذيه کننده از گوشت انسان تقسيم وجود انسان به سه قسمت جانورانى که انسان و انواع ... جانورى که انسان را مى خورد ... و نيم ديگرش انسان بودن جنس انسان حاصل کردار انسان ... در بدن انسان يا جانور ... ... با بالاتنه انسان و پايين ... واژه هاى شامل انسان ـ (113) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}