@انسان@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه انسان خرطوم بينى انسان داراى شکل انسان داراى صفاتى شبيه انسان دام براى انسان دزد انسان دوره رشد و پيشرفت انسان دوره قبل از بلوغ انسان ... از علم انسان شناسى که ... ... از خون انسان تغذيه مى ... سخن گفتن انسان به طورى ... سر يا قسمتى از سر انسان سينه انسان شبه انسان شبه انسان داراى ابروى ... شبيه انسان شبيه انسان جديد صفات و شخصيت انسان طرفدار تساوى انسان ظهور خدا به انسان ... پستانداران و پرندگان و انسان ... اين که انسان مى تواند ... علم اصلاح نژاد انسان علم انسان شناسى علم ساختمان بدن انسان عليه انسان واژه هاى شامل انسان ـ (113) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5