@انسان@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه انسان غبغب انسان ... است نفس انسان چيزى جز ... ... حيوانات و انسان مناسب باشد مادون انسان ... که کارهاى انسان را مى ... مبحث روابط انسان با خدا ... اندازه گيرى بدن انسان مبحث شناسايى انسان هاى قديم مثل انسان مجموعً تمايلات انسان که نفس ... محل انشعاب بدن انسان ... مختلف حياتى انسان و جانوران مدفوع انسان و حيوان مربوط به پيدايش و تکامل انسان مربوط به انسان گريزى مربوط به دوران پيدايش انسان مصنوع انسان مطالعه اوضاع ماقبل تاريخى انسان مطالعه رفتار انسان ... اين که انسان اشرف مخلوقات ... معتقد به حيوان صفتى انسان موجود مافوق انسان موجود نيمه انسان و نيمه بز نژاد انسان نام علمى انسان واژه هاى شامل انسان ـ (113) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}