حنا
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- حناء
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary camphire ; henna واژه هاى شامل حنا ـ (6)
- اسم درختچهای است با برگهایی شبیه برگ انار که گلهایش سفید و خوشبو
- اسم برگهای آن را آسیاب کرده و به شکل گرد در میآورند و برای رنگ کردن موی سر، ناخن یا دست و پا به کار میبرند. ؛~ی کسی رنگ نداشتن کنایه از: از احترام و اعتنای دیگران برخوردار نبودن.
* عربی # حناء